جوان آنلاین: زن آرایشگر پس از اینکه شوهر دومش را به قتل رساند با صحنهسازی ادعا کرد او خودکشی کرده، اما خیلی زود رازش برملا و دستگیر شد.
قبلازظهر یکشنبه ۲۸ مردادماه امسال زن جوانی در تهران وحشتزده با اداره پلیس تماس گرفت و گفت همسرش به طرز مشکوکی در خانهشان فوت کرده است.
جسد خونین
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران پلیس به محل حادثه رفتند و در طبقه دوم ساختمان مسکونی قدیمی در یکی از محلههای جنوب تهران با جسد مرد میانسالی به نام منوچهر روبهرو شدند. زن جوان مدعی بود بیرون از خانه بوده و وقتی وارد خانه شده جسد خونین همسرش را دیده و احتمال میدهد همسرش خودزنی کرده است. اما بررسیها حکایت از آن داشت وی در درگیری با فرد دیگری به قتل رسیده، به همین دلیل حادثه مرگ مشکوک مرد میانسال به بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران خبر داده شد و لحظاتی بعد بازپرس جنایی همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
ادعای دروغین
تیم جنایی وقتی پای در قتلگاه مرد جوان گذاشت، دریافت وی بر اثر برخورد چاقو به فقسه سینهاش به قتل رسیده است.
همسر مقتول در اعایی گفت: «ساعتی قبل با همسرم مشاجره لفظی داشتم و او تهدید کرد به زندگیاش پایان میدهد، اما من حرفهایش را جدی نگرفتم، عصبانی شدم و از خانه بیرون رفتم. ساعتی بعد وقتی به خانه برگشتم با جسد خونین او روبهرو شدم و فهمیدم با چاقو ضربهای به قفسه سینهاش زده و خودکشی کرده است. سپس به سرعت از اورژانس درخواست کمک کردم و حادثه را به پلیس خبر دادم.»
نظریه پزشکی قانونی
درحالیکه زن جوان مدعی بود همسرش خودزنی کرده، بررسیهای تخصصی نشان داد نوع ضربه وارد شده و آثار ضرب و جرح روی بدن مرد میانسال خودزنی نیست و دگرزنی است. از سوی دیگر مأموران در تحقیقات میدانی دریافتند مقتول و همسرش با هم اختلاف و درگیری داشتهاند. بنابراین تیم جنایی به همسر مقتول مشکوک شدند و وی را به دستور بازپرس جنایی بازداشت کردند.
متهم در بازجوییها همچنان ادعای بیگناهی میکرد تا اینکه پزشکی قانونی اعلام کرد منوچهر خودکشی نکرده و در درگیری با فرد دیگری به قتل رسیده است. با اعلام نظریه پزشکی قانونی، متهم دوباره مورد بازجویی فنی قرار گرفت و زن جوان صبح دیروز در دادسرای امور جنایی پس از دو ماه سکوت ناچار به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت با منوچهر اختلاف داشته و لحظه حادثه عصبانی شده و او را به قتل رسانده است. متهم پس از اعتراف به دستور بازپرس ویژه قتل برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
شوهر دوم
فرزانه زن ۳۳ سالهای است که چند سال قبل از شوهر اولش جدا شده و به امید زندگی بهتر با منوچهر ازدواج کرده، اما بهخاطر اختلافاتی شوهر دومش را به قتل رسانده است.
فرزانه با همسرت چه اختلافی داشتی؟
وقتی با منوچهر ازدواج کردم، آدم خوبی به نظر میرسید و مشکلی نداشت، اما کمکم متوجه شدم معتاد به شیشه است. او این اواخر سر کار نمیرفت و من هزینه اعتیادش را میدادم. از رفتارهایش خسته شده بودم و اختلاف ما هم بیشتر بهخاطر اعتیادش بود. من آدم بدشانسی هستم، چون نه از شوهر اولم خوبی دیدم و نه از شوهرم دوم که آخرش هم دستم به خون او آلوده شد.
شوهر اولت چه شد؟
از او جدا شدم.
چرا؟
۱۹ ساله بودم که عاشق پسر جوانی به نام تهمورث شدم و بعد هم تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. خانوادهام مخالفت و خیلی تلاش کردند مرا منصرف کنند، اما احساسات بر عقلم غلبه کرد و فکر میکردم ازدواج با تهمورث مرا خوشبخت میکند. در رؤیاهایم همراه او در قصر زندگی میکردم. در نهایت خانوادهام تسلیم خواسته من شدند و ما با هم ازدواج کردیم. ابتدا زندگیمان خوب و روبهراه بود و وقتی هم فرزندم به دنیا آمد بهتر هم شد، اما خیلی زود تهمورث معتاد و زندگیام نابود شد. یک شب که زیاد شیشه مصرف کرده بود، میخواست مرا خفه کند که به سختی خودم را نجات دادم. پس از این حادثه مجبورم شدم برای نجات زندگیام از او جدا شوم و الان هم فرزندم ۱۳ ساله است و با پدرش زندگی میکند.
چطور با منوچهر آشنا شدی؟
وقتی طلاق گرفتم به دنبال کار مورد علاقهام رفتم و در یک کلینیک زیبایی مشغول به کار و خیلی زود هم حرفهای شدم. یک روز که از محل کارم بیرون آمدم و داخل خیابان منتظر تاکسی بودم، منوچهر با خودرویش مرا به عنوان مسافر سوار کرد و با هم آشنا شدیم. البته بعداً فهمیدم او مسافرکش نیست و وضع مالی خوبی دارد و وقتی پیشنهاد ازدواج داد، فکر کردم اگر با او ازدواج کنم خوشبخت میشوم و از تنهایی درمیآیم.
منوچهر همسر نداشت؟
نه، او هم تنها بود، اما بعداً فهمیدم قبل از من سه مرتبه ازدواج کرده است.
طلاقشان داده بود؟
دو همسرش را بهخاطر اختلاف طلاق داده بود، اما همسر سومش به خاطر سکته قلبی فوت کرده بود.
با وجود این باز هم تصمیم به ازدواج گرفتی؟
او به من ابراز علاقه کرد و من هم فکر کردم همدم خوبی برایم میشود و، چون همسرش فوت کرده قدر مرا میداند، اما هرگز تصور نمیکردم او هم مثل شوهر اولم معتاد به شیشه شود و هر روز مرا آزار و اذیت کند.
چه آزار و اذیتی میکرد؟
وقتی معتاد به شیشه شد آزار و اذیتهایش هم شروع شد. وقتی شیشه مصرف میکرد توهم میزد و کارهای عجیب و غریبی انجام میداد. مثلاً در فضای مجازی پیامهای بیمورد میفرستاد یا گاهی مرا کتک میزد و گاهی هم اجازه نمیداد سرکار بروم.
درباره روز حادثه توضیح بده؟
روز حادثه از من خواست به او پول بدهم، اما این کار را نکردم که با هم مشاجره کردیم. از طرفی هم میخواستم در مراسم ختم عمویم که به تازگی فوت کرده بود، شرکت کنم و از شوهرم خواستم همراهم به مراسم ختم بیاید. او قبول نکرد و شروع به مصرف مواد کرد که با هم درگیر شدیم، من هم عصبانی شدم و با چاقو او را زدم.
چرا صحنهسازی کردی؟
وقتی او زخمی شد، فکر نمیکردم فوت کند، چون ضربه آرام بود و من هم عصبانی بودم و از خانه بیرون رفتم. دقایقی بعد نگران شدم و به خانه برگشتم و دیدم منوچهر فوت کرده است. خیلی ترسیدم و تصمیم گرفتم با صحنهسازی خودم را تبرئه کنم، اما دستم رو شد.
حرف َآخر؟
خیلی پشیمانم. یک سال قبل که با او ازدواج کردم، میخواستم خودم را از تنهایی نجات دهم، اما دوباره تنها شدم، البته اینبار بدتر، چراکه الان قاتل هم هستم.